بایگانی

Archive for the ‘موسقی’ Category

قطار باربری

سپتامبر 23, 2009 لُرد کاوی 3 دیدگاه

Then it comes to be that soothing light at the end of your tunnel, but it’s just a freight train coming your way. 

-James Hetfield-

“[وقتی که به نظر می رسد] نوری آرامش‌بخشی است که در انتهای تونل (مسیر) تو به چشم می‌خورد، اما آن تنها قطار باربری‌ست که به سوی تو می‌آید.”

 

این جمله اصلی در آهنگ بسیار زیبای No Leaf Clover گروه Metallica است. این آهنگ تنها در کنسرت سال 1999 گروه (S&M) نواخته شد؛ عجیب آهنگی‌ست.

 

دانلود کنید. یا اینجا؛ یا اینجا.

تنهايي و من و باده و خيام و نامجو و بيف استراگانف!

سپتامبر 7, 2009 لُرد کاوی 4 دیدگاه

بنگر به جهان چه طرف بربستم : هيچ
وز حاصل عمر چيست در دستم : هيچ
شمع طربم ؛ ولي چو بنشستم ؛ هيچ
من جام جمم؛ ولي چو بشكستم ؛ هيچ

 

افسوس كه بي فايده فرسوده شديم
وز داس سپهر سرنگون سوده شديم
دردا و ندامتا كه تاچشم زديم
نابوده به كام خويش نابوده شديم

 

اسرار ازل را نه تو داني و نه من
وين حل معما نه تو خواني و نه من
هست از پس پرده ؛ گفتگوي من و تو
چون پرده بر افتد ؛ نه تو ماني و نه من

 

از من رمقي به سعي ساقي ماندست
وز صحبت خلق بيوفائي ماندست
از باده دوشين قدحي بيش نماند
از عمر ندانم كه چه باقي ماندست

 

شعر: خيام

خواننده: نامجو

باده: اسكاتلندي

دانلود: كنيد! اگر نشد، اينجا كنيد!

 

فستيوال توسكا 2009

سپتامبر 1, 2009 لُرد کاوی 2 دیدگاه

امسال فستيوال توسكا كمي خلوت‌تر از سال‌هاي گذشته با 28000 نفر تماشاچي برگزار شد. البته علت آن را نمي‌دانم. با وجود اينكه گروه‌هاي خوبي هم امسال شركت داشتند مثل Immortal، Gojira، Pestilence، Amorphis و My Dying Bride. به هر حال به پاياي line-up پارسال نمي‌رسيد. پارسال گروه‌هايي چون (Slayer, Carcass, Amon Amarth, Kalmah, Nile, Behemoth, Dimmu Borgir, Morbid Angle, Sonata Arctica, Kreator, Dying Fetus) بوده‌اند كه با امسال قابل مقايسه نيستند. سال‌هاي قبل اصولا گروه‌هاي مشهورتري شركت مي‌كردند؛ خلاصه امسال زياد گروه‌ها جالب نبودند.

عكس زير از Abbath خواننده گروه افسانه اي Immortal است. بالاخره او را با بالاتنه ملبس هم ديديم!!

 

3664253229_e1fe414af8

Abbath (Immortal) @ Tuska 2009

آرزوي من حضور در اين فستيوال فنلاندي‌ست. اين فستيوال تقريبا هر ساله در شهر Helsinki برگذار مي‌شود كه گروه‌هاي بزرگي در آن موسقي مي‌نوازند؛ البته به سبك متال. لوگوي امسال عكس پنگوئني بود كه نوار تير به خود بسته بود (يا براش بسته بودن!).

 

Tuska 2009

Tuska 2009

پي‌نوشت: تا يك “نقد بر كتاب” ننويسم، اينجا را به روز نخواهم كرد. شايد با اين تهديد خويش، بالاخره اين كار را انجام دهم!

Categories: موسقی برچسب‌ها, ,

چرا مایکل جکسن سفید شد؟

جولای 31, 2009 لُرد کاوی 2 دیدگاه

هشتم مرداد ماه هشتاد و هشت

پادشاه موسقی پاپ هم از دنیا رفت.

بنابه دلایلی نتوانستم آن روزها چیزی در مورد وی بنویسم هر چند که او از خواننده‌های محبوب من بود.


همیشه در ذهن مردم کشور ایران این ذهنیت در مورد مایکل جکسن (Michael Jackson) وجود داشت که او برای افزایش شهرت و کسب طرفداران بیشتر، اقدام به جراحی کرده و رنگ پوستش راتغییر داده است! بعضی هم که از طرفدارانش بودند سکوت می‌کردند و در برابر این ننگ خواننده محبوب‌شان پاسخی نمی‌دادند. متاسفانه هنوز هم عده کثیری از مردم کشور ما علت سفید شدن مایکل جکسن را نمی‌دانند؛ که عامل این نادانی، تبلیغات منفی دولتی علیه شهرت گسترده این خواننده در ایران و پرت و قشری بودن تفکر مردم ما از دنیا بود.


حال واقعا چرا مایکل جکسن سفید شد؟


Vitiligo

مایکل جکسن در اوایل دهه سوم زندگی‌اش (در بیست و اندی‌سالگی‌اش) دچار بیماری ویتیلیگو (Vitiligo) شد. به این بیماری در فارسی بَرَص، پیسی، لَک و پیس هم می‌گویند. این بیماری یک عارضه پوستی است که در آن رنگریزه‌های پوستی طی زمان از بین می‌روند و پوست سفید می‌شود. علت بروز این بیماری هنوز مشخص نشده است اما گفته می‌شود که یک بیماری خودایمنی (autoimmune) است.


در سال 1986 مایکل جکسن یکسال قبل از ارائه آلبوم Bad، دچار و متوجه این بیماری می‌شود اما تا سال 1993 در برنامه خانم Oprah در مورد این موضوع با هیچ‌کس نمی‌گوید و افراد تنها دیده‌ بودند که پادشاه پاپ سفید شده است. مایکل چند سالی با make-up و آرایش غلیظ به صحنه می‌آید تا این مشکل پوستی‌اش را مخفی کند (که البته در کنسرت‌ها با عرق کردن این make-upها خودشان را نشان می‌دادند).

Michael Vitiligo

در این دوره کم‌کم وضع پوستش وخیم می‌شود و برای حل مشکلش تصمیم می‌گیرد برای دست راستش که این بیماری در آن پیشروی کرده است، دستکش تهیه کند و آن را بپوشاند. موضوع دستکش را یکی از دوستانش این اواخر بعد از مرگش بیان کرده است. که این دستکش دست راستش همچون میراثی برای آهنگ زیبای Billie Jean می‌شود و تا آخرین اجراهایش آن دست‌کش را به عنوان نماد آهنگ به دست می‌کند.

Michael Gloves


بعد از اینکه که دیگر make-up و آرایش جواب‌گو نمی‌شوند و از آنجایی که به یک ستاره بزرگ تبدیل شده است، تصمیم می‌گیرد کل پوست بدنش را رنگریزه‌زدایی (depigmentation) کند. این می‌شود که مایکل جکسن تبدیل به اولین سیاه‌پوست کاملا سفید می‌شود.


این موضوع اعتراضاتی را مخصوصا در سیاه‌پوست‌ها برمی‌انگیزاند و بعضی از او دلخور می‌شوند تا اینکه در سال 1993 در برنامه Oprah وقتی که Oprah از وی می‌پرسد جریان چیست، مایکل برای اولین‌بار پرده از این راز برمی‌دارد و به بیماری اش اعتراف می کند.

Michael and Deborah

از عوارض رنگریزه‌زدایی حساسیت شدید پوست نسبت به نور فرابنفش (UV) خورشید است چرا که همین رنگ پوست است که بدن را در برابر این اشعه خورشید محافظت می‌کند. جکسن به همین دلیل همیشه با روبنده از خانه بیرون می‌رفت و یا وقتی مجبور می‌شد در برابر هوادارانش در آفتاب راه برود، از کلاه آفتابی و دستکش استفاده می‌کرد.

پی‌نوشت: این؛ داستان سفید شدن مایکل جکسن بود نه آنچه که متاسفانه می‌گفتند و می‌گویند. خدایش بیامرزاد.

محسن نامجو: پنج سال محکومیت زندان

جولای 21, 2009 لُرد کاوی 4 دیدگاه

محسن نامجو، آهنگ‌ساز، نوازنده و خواننده‌ی متفاوت ایرانی است که در سبک سنتی و تلفیقی فعالیت می‌کند. وی اخیرا به پنج سال زندان محکوم شده است که البته و خوشبختانه این حکم به صورت غیابی صادر شده است چرا که وی اکنون در وین سکونت دارد.

موسقی نامجو متفاوت است و این تفاوت مثل همه نوآوری‌ها که همیشه با مخالفت مواجه می شود، با مخالفت‌های بسیاری مواجه شده است.



حکم زندان پنج‌ساله او به این دلیل است که ادعا شده است وی یکی از آیات قرآن را در یکی از آهنگ‌هایش خوانده است و با این کار به قرآن اهانت کرده است. به هر حال این رویه برخورد ج.ا. ایران با هنرمندان است و انتظار بیشتری هم از آن‌ها نمی‌رود؛ کسانی که خود را هنرمند، استاد موسقی، مُدرک موسقی و منتقد موسقی‌ می‌دانند که البته با تحصیلات حوزوی به این افتخارات رسیده‌اند! کسانی که انواع برچسب‌های کذب را به انواع موسقی‌ها می‌زنند؛ آن بزرگان و مُدرکانِ ارشادیِ موسقی.


شخصا تا مدت‌ها محسن نامجو را نمی‌پسندیدم و این عدم پسند به علت نقد وی نبود بلکه به این دلیل بود که هرگز وقتی برای شنیدنش نگذاشته بودم. اما اکنون در خواننده بودن او لحظه‌ای تردید ندارم و سبک او را می‌پسندم.


آهنگی که نامجو به خاطر آن به زندان محکوم شد. (آهنگ گیس)


آهنگ‌هایی دیگر از نامجو:

زلف بر باد

جبر جغرافیا

سیم باند


پی‌نوشت: آشنایی من با نامجو توسط آن دخترک مهربان که چشمانی معصوم داشت، صورت گرفت که هر وقت نامجو را می‌شنوم به یادش می‌افتم. امیدوارم هر کجا که هست با همسرش خوشحال باشد.

کِرم و کلام کذب و کشف و کتاب کهنه

مارس 26, 2009 لُرد کاوی 6 دیدگاه

هیچوقت علاقه خاصی به موسقی سبک رپ و هیپ هاپ نداشته ام، مخصوصا نسخه های فارسی آن؛ چرا که نه تنها از نظر موسقی غنی نیستند، بلکه از نظر محتوای شعری [منظورم رپ فارسی است] هم بیشتر به ابتذال می مانستند. البته منظور رپ فارسی مدرن است چرا که پدر رپ فارسی را شهرام آذر از گروه سندی باید دانست، کسی که قبل از متولد شدن این رپ خوان های نسل جدید رپ می خواند! وقتی که کمتر کسی در مملکت ما با سبک رپ آشنایی داشت [و شاید هیچ کسی نداشت!].

این بیزاری به رپ فارسی در من وجود داشت تا حدود دو سال پیش که با آهنگ «تهران» [اختلاف] «هیچ.کس» آشنا شدم و بسیار جالب و تاثیر گذار یافتم اش. از او آهنگ زیبای دیگری هم با نام «یک مشت سرباز» هم این اواخر شنیدم و آن را هم پسندیدم. در طی این ایام به نظرم آهنگ «تهران» بهترین آهنگ رپ پارسی بود که شنیده بودم تا اینکه حدود دو ماه پیش با «شا.هین. .ن.ج.ف.ی.» آشنا شدم. موسقی و مخصوصا اشعار او را بسیار قوی یافته ام و احساس می کنم که کلام اعتراضی پربارتری دارد.

وی با دیدی باز به جامعه، سیاست و مذهب نگاه کرده است به طوریکه کلام را در اعتراض به نهایت رسانده است. فکر نمی کنم تا مدتها اعتراضی به پرباری، دقیقی و زیبایی وی در موسقی رپ شاهد باشم [هرچند که هیچ چیز در موسقی مثل فوتبال بعید نیست!].

در میان آهنگ هایش «ز.ندگی .سگی» را بیش از همه می پسندم که انتقادات با ظرافت بسیار زیادی به مذهب، سیاست و اجتماع دارد. بر روی تک تک مصرع های این شعر فکر کرده و کار شده است؛ چیزی که در رپ فارسی به ندرت مشاهده می شود و اکثرا اراجیف قافیه دار و گاها قافیه ندار می گویند.

از آهنگهای خوب دیگرش «بامداد» و «ما مرد نیستیم» هستند که شنیدنشان را توصیه می کنم.

تاریخ هرودوت (معرفی کتاب) و آهنگ “هماهنگ کردن لب ها”

نوامبر 15, 2008 لُرد کاوی 1 دیدگاه

شنبه، بیست و پنج آبان هشتاد و هفت
مدتی‌ست که بدلیل اشکالی در login نتوانستم مطلب جدیدی بنویسم؛ البته پنهان هم نماند که مشغله‌های مختلف هم کمتر وقتی را برای نوشتن باقی می‌گذارند. از این‌ها که بگذریم به معرفی یکی از آخرین کتاب‌هایی که مطالعه کرده‌ام تنها از برای خالی نماندن عریضه می‌پردازم.

 herodotus

تاریخ هرودوت حدود چهارصد و چهل سال قبل از میلاد مسیح نوشته شده است و اولین نمونه تاریخ‌نگاری است. این تاریخ در نُه کتاب نگارش یافته شده است و حاوی تجارب عینی، مشاهدات از نزدیک تمدن‌های قدیم و یا مصاحبات هرودوت با افراد آن سرزمین‌ها بوده است. این کتاب با افسانه‌های منقول کهن آغاز می‌شود و به جنگ‌های ایران-یونان و نیز امپراطوری هخامنشی می‌رسد. به مصر هم اشاره دارد و به ایالت-شهرهای یونانی می‌رسد.

بنده شخصا چهار کتاب اول را از نظر گذراندم و احتمالا آن هم به صورت شرح کامل نبوده است. با این حال از روش نگارشی وی بسیار لذت بردم. هرودوت به زیبایی و با جزئیات بسیار دلپذیر تاریخ را می‌سراید به‌طوریکه نمی‌توان کتاب را تا انتها نخواند و رهایش کرد. از لحاظ سیر مطالب آنقدر جالب آنها را توالی‌بندی کرده است که برای هرکسی که با تاریخ آشنایی چندانی هم ندارد، بسیار مطبوع می‌نماید. ما که بسی لذت بردیم.

جالب آن اینکه وی و کتاب تاریخش یکی از منابع اصلی برای شناخت تمدن هخامنشی بوده است و بسیاری از صاحب‌نظران، شناخت این تمدن را بدون هرودوت غیرممکن می‌دانند.

 

پی‌نوشت: چند روزی است که در حال لذت بردن از آهنگ زیبای “Synchronize lips” از گروه Nexx که به تازگی منتشر شده است هستم و نه تنها شعرش پریشانم کرده، که بلکه خود خواننده‌اش و نیز چگونگی بیان‌اش فریفته‌ام ساخته! چرا که لب‌هایش را می‌خواهم :) و این هم لینک دانلود آهنگ.

ده فرمان و جیمز هتفیلد

اکتبر 9, 2008 لُرد کاوی 1 دیدگاه

زین پس لینک برخی از مطالبی را که در وبلاگ انگلیش نگارش می‌کنم را اینجا هم قرار می‌دهم: ده فرمان و جیمز هتفیلد!

بازگشتِ پیشگامِ ثرش متال به عرصه: مغناطیسِ مرگ

دوشنبه، بیست و پنج شهریور هشتاد و هفت

بالاخره آلبوم جدید گروه متالیکا با نام “مغناطیس مرگ”1 در تاریخ 12 سبتامبر 2008 (سه روز پیش) منتشر شد. آلبوم واقعا عالیست و بازگشتی است به موسقی دهه هشتاد گروه، یعنی ثرش متال2 واقعی. پس از سیر سقوطی گروه که با آلبوم St. Anger به اوج این نزول رسید، و مستند “Some Kind of Monster” که در سال 2004 به وضعیت اسف‌بار درون‌‌گروهیِ گروه اشاره می‌کرد، انتظار چنین آلبومی کمی غیر منتظره بود. ما که لذت بردیم!

از عوامل موثر بر این آلبوم می‌توان به همکاری Rick Rubin به عنوان تهیه‌کننده اشاره کرد. وی که از غول‌های تهیه‌کنندگی است برای افرادی چون Johnny Cash، Dixie Chicks، Neil Diamond، Slayer و Red Hot Chili Peppers تهیه‌کنندگی کرده است. و جای شکر باقی‌ست که از شر Bob Rock تجاری‌ساز که باعث سقوط گروه از آلبوم Black تا St. Anger شد، راحت شدند.

از دیگر عوامل موثر بر پیشرفت آلبوم می‌توان به تغییر Label گروه به Warner Bros. اشاره کرد.

Rolling Stone این آلبوم را 80 درصد مثبت ارزیابی کرد و آن را بازگشتی به سه‌گانه‌های ‘Ride the Lightning’، ‘Master of Puppets’ و ‘…And justice for all’ خواند.

میانگین زمان آهنگ‌ها هفت دقیقه است و تنها دو آهنگ زیر هفت دقیقه دارد. شاید از این جهت شباهتی به زمان‌بندی St. Anger داشته باشد اما از لحاظ ساختار آلبوم به …And Justice for All شبیه است. مثلا آهنگ The Day that Never Comes ساختاری دقیق و برابر One دارد و یا آغاز That was just your life حسی همانند (Welcome Home) Sanitarium می‌دهد. اکثر اشعار هم رگه‌های سیاسی دارند.

از نکات جالب در آهنگ “Broken, Beat and Scarred” جمله‌ای است که James Hetfield می‌خواند که “What don’t kill ya make ya more strong,” و این یکی از نکات کلیدی فلسفه نیچه است که در کتاب “غروب بتان” به آن اشاره می‌شود: هر آنچه که تو را نمی‌کشد، قوی‌تر َت می‌سازد.

Associated Press هم با نقدی مثبت، و ابراز خوشحالی از استفاده از سولوهای Kirk Hammet در این آلبوم، برخلاف St. Anger امیدوار است که دوباره Metallica پس از 15 سال نزول، به راه درست خود برگردد.

شاید نتوان گفت که کدام آهنگ‌ بهترین آلبوم است، اما All Nightmare Long شاید از آهنگ‌های خوب آلبوم باشد. واقعا شخصا نمی‌توانم بد و خوب کنم. تنها Unforgiven III چندان با حس و حال آلبوم سازگاری ندارد و از لحاظ موسقی هم چندان دنباله روی از I و II نمی‌کند. The End of Line، Cyanide، The day that never comes، My Apocalypse و That was just your life از آهنگ‌های عالی آلبوم هستند.

از نکاتی که جلب توجه می‌کند، صدای James Hetfield است که آن خَش همیشگی را ندارد و Clean شده‌ است، متاسفانه و از زیبایی‌اش کاسته است.

به طور کلی این آلبوم ادامه دهه هشتاد و بازگشتی به Metallica ی حقیقی است. از دستش ندهید!

 

—————————-

1. Death Magnetic

2. Thrash Metal

تام آرایا یا صدام حسین

سپتامبر 4, 2008 لُرد کاوی 1 دیدگاه

جمعه، پانزده شهریور هشتاد و هفت

تام آرایا1 یا صدام حسین؟ این جنابان مستدام تام آرایا و دیو لومباردو2 عجب پیر شدند این اواخر! (چپ به راست)

 

————————–

1. Tom Araya

2. Dave Lombardo

Categories: موسقی برچسب‌ها, ,

افسانهء ایتیریا

پنجشنبه، چهارده شهریور هشتاد و هفت

بالاخره پس از امروز و فردا کردن، چهارمین آلبوم گروه سمفونیک دِث متال1 (کلاسیک متال) هاگارد2، با نام افسانه ایتیریا (Tales of Ithiria) پنج روز پیش منتشر شد. این آلبوم پس از انتشار آلبوم Eppur si Muove در سال 2004 منتشر شد که بیش از یک سال، طرفداران را منتظر خود گذاشته بود (قرار بود در ژانویه 2007 منتشر شود).

اینبار بر خلاف آلبوم های پیشین که اشعارشان براساس شخصیت های بزرگ حقیقی و تاریخی نوشته شده بود، داستانی تخیلی به سبک قرون وسطی را روایت می کند که احتمالا 1700 سال پیش اتفاق می افتد. (در مورد آلبوم Eppur Si Muove در وبلاگ پیشین نوشته ام)

متاسفانه هنوز به میزان لازم آلبوم را نشنیده ام تا در مورد موسقی، اشعار و درون مایه آن نقدی بنویسم (حداقل دو هفته باید مکرر شنیده شود)، اما به آهنگ “پسر ماه”3 در این آلبوم که بازنوازی از گروه Mecano است اشاره ای می کنم.

آهنگ Hijo de la Luna یا پسرِ ماه، توسط گروه اسپانیایی Mecano در سال 1986 نوشته شده (بوسیله Jose Maria Cano)؛ توسط افراد مختلفی از جمله Sarah Brightman و Loona بازنوازی شده و شهرت فراوان یافته است. اینبار هم در لیست آهنگ های آلبوم جدید هاگارد قرار گرفته است.

اصل شعر به اسپانیایی است که داستان یک زن کُولی است که یک شبِ کامل را از ماهِ کامل طلب شوهر می کند. در آخر، ماه تقاضایش را قبول می کند با این شرط که اولین فرزندش را به ماه بدهد.

وقتی فرزند متولد می شود، پسری است روشن با چشمان خاکستری که هیچ شباهتی به پدر ندارد (احتمالا زال است). مرد فکر می کند که همسرش به او خیانت کرده است و زن را با چاقو می کشد. پس از آن پسر را بالای کوه می برد و رهایش می کند.

ماه پسر را به آسمان می برد و وقتی ماه کامل است، نشان این است که پسرک خوشحال است و وقتی گریه می کند، ماه کاهش می یابد تا برایش گهواره ای بسازد. شعر می گوید که ماه فرزندی می خواسته است اما هیچ عاشقی نبوده است تا حامله اش کند.

 

این آهنگ با نواهای خاص گروه Haggard در سبک سمفونیک متال بسیار زیبا و شنیدنی است.

 

—————————-

1. Symphonic Death Metal

2. Haggard

3. Hijo de la Luna

 

گوران برگوویچ و موسقی بالکان

جمعه، یازدهم مرداد هشتاد و هفت

گوران برگوویچ1 موزیسینی اهل بوسنی و هرزگووین (یوگوسلاوی سابق) است که به عنوان آهنگساز مدرن بالکان شهرت دارد و در این مقام به مدت سه دهه یکه تاز بوده است. برای بسیاری از خواننده ها و فیلم ها آهنگسازی کرده است که در این میان به فیلم های کارگردان یوگوسلاویایی برنده اسکار، اِمیر کاستاریکا2 می توان اشاره کرد (وی کارگردان فیلم های Arizona Dream, Underground و Black Cat White Cat بوده است). از آهنگ های معروف ایشان می توان به آهنگ زیبای Tango اشاره کرد.

 

موسقی وی از نواهای بالکانی ایده گرفته و در سبک مردمی3 نواخته می شود که بسیار زیبا و دلنشین هستند. گویا تخصص ایشان در موسقی مردمی است چرا که آلبومی با موسقی ایرلندی4 نیز از خود منتشر کرده است که نشاندهنده توانایی وی در این سبک هم می باشد. ایشان از سازهای بادی به عنوان رکن اساسی آهنگ ها استفاده می کنند؛ نیز گیتار، چرا که ساز تخصصی خودشان گیتار است.

 

بنده شخصا علاقه عجیبی در این اواخر به ایشان و موسقی شان پیدا کرده ام و آنرا توصیه می کنم.

در زیر می توانید آهنگ زیبای Mesecina یا همان Moonlight ایشان را در کنسرت “آهنگهای عروسی و عزا”5 ببینید و بشنوید. در ضمن، برای شنیدن آهنگهای ایشان، به فیلم های ذکر شده علی الخصوص Underground هم می توانید مراجعه کنید اما دانلود تمامی آلبوم هایشان را به شما پیشنهاد می کنم.

 

وب سایت رسمی برگوویچ

 

——————————

1. Goran Bregovic

2. Emir Kusturica

3. Folk Music

4. Irish

5. Tales and Songs from Weddings and Funerals

دختران تمساح صفت (بررسی آهنگی از سِرج تانکیان)

جولای 28, 2008 لُرد کاوی 5 دیدگاه

دوشنبه، هفتم مرداد هشتاد و هفت

 Serj Tankian خواننده سابق صلح دوست و ضد جنگ گروه System of a down که چندی است از این گروه احتمالا جدا شده است، دست به ارائه آلبوم جداگانه ای با نام Elect the Dead تحت نام خودش در سال گذشته زده است که شباهت بسیاری به موسقی گروه مذکور دارد. در میان این آهنگ ها، که تقریبا برای هر دوازده تای آنها ویدئو کلیپ هم ساخته است، آهنگ جالب Beethoven’s cu.nt وجود دارد که به نکته ظریفی اشاره می کند.

از آنجایی که همسر Serj Tankian، قبل از ایجاد گروه system of a down، رهایش می کند و او را مجبور به طلاق می کند، این فقدان دستمایه ای می شود برای بسیاری از شعرهای عاشقانه و یا ضد عاشقانه ای که در این سالها می سراید.

در ابتدا عنوان این آهنگ، فرد را دچار سردرگمی می کند، چرا که در شعر آهنگ نیز اشاره ای به بتهوون و احتمالا آلت تنا.سلی ما.دگی شان نمی کند –قابل توجه اینکه تاریخ نشان داده است که بتهوون مرد بوده است! اما از آنجا که پدرِ خانمش یک آهنگساز1 بوده است، عنوان آهنگ به صورت “دختر هر.زه یک آهنگساز” درک و ترجمه باید شود. در این آهنگ به مقوله بی وفایی در رابطه عاطفی اشاره شده است و ویدیو کلیپ آهنگ بسیار زیبا، بسیار توضیح دهنده و بسیار جالب است.

در جایی از شعر چنین می آید: “«همیشه بسیار دوستت داشته ام» را همه در پایان راه می گویند؛ و قلب دیگری را می شکنند”. شاید هنوز تمدن بشری در گاهِ آزمایش شدن است.

این ویدئو را از دست ندهید:

 

پی نوشت: شب گذشته در میان جمع دوستان دوباره به این فکر که دختران اغلب تمساحانی بیش نیستند دچار شدم و مرا به این شعر یادآور شد که علیرغم میلم در این مورد نوشتن را آغاز کردم.

 

—————————-

1. Composer

صورتک های جدید گروه Slipknot به مناسبت ارائه آلبوم جدید

Slipknot, All Hope is Gone

روز گذشته گروه Slipknot که در سبک Nu-Metal فعالیت می کند، به مناسبت ارائه چهارمین آلبوم استدیویی شان به نام “همه امید از دست رفته است”1، صورتک های جدید خود را ارائه دادند که اکثرا تفاوت فاحشی با گذشته دارند. یکی از چیزهای جالب این است که Corey خواننده گروه، موهای صورتک خود را کوتاه کرده است!

در این آدرس، قابل مشاهده اند:

———————

1. All Hope is Gone

 

چگونگی ارتباط یک گروه راک با یک مدل(هنرمند تصاویر مستهج.ن)

گروه Bloodhound Gang یا گروه دارودسته سگ شکاری، یک گروه راک آمریکایی است که فعالیت خود را در اوایل دهه نود آغاز کرده است. این گروه با خوانندگی Jimmy Pop همراه است که اکثرا شعرهای طنز، هجو آمیز و در ارتباط با مسائل. .جنسی می سراید. احوالات ایشان در اجراهایشان هم حاکی از این است که به طور کلی رویکردی هجو آمیز به زندگی دارد.

Jimmy Pop

گروه در سال 1999 آلبومی از خود بروز داده به نام Hooray for Boo.bies که روی هم رفته جالب است و چند آهنگ مناسب در سبک Punk Rock دارد. در این میان آهنگ جالب “تصنیف چیسی لین”1 را می توان نام برد که در باب یک مدل خوانده شده است.

خانم Chas.ey Lain یک مدل (یا به عباراتی هنرمند تصاویر مستهج.ن) است که ایشان هم از اوایل دهه نود میلادی فعالیت خود را در زمینه مدلینگ2 آغاز کرده است. اولین بار از طریق آهنگ این گروه سگ های شکاری با ایشان آشنا شدیم و به دلیل تمجیدهایی که در این آهنگ از خانم Lain می شود، علاقمند شدیم تا او را دوباره-کشف کنیم.

 

متاسفانه خانم Lain از آنجایی که تحصیل کرده این رشته نیستند، از لحاظ مدلینگ چندان جالب توجه به نظر نمی رسند. به بیان دیگر اینکه چندان به طور حرفه ای عمل نمی کنند. و تنها شاید سیمای نسبتا جذابی داشته باشند که عامل علاقمندی Jimmy Pop به وی شده باشد. همچنین آشکار است که ایشان تحت عمل های جراحی پلاستیک زیبایی هم قرار گرفته اند و اندام هایشان چندان طبیعی هم نمی نماید.

به هر حال گویا آقای Jimmy Pop از طرفدارهای سینه چاک خانم Lain هستند که باعث شهرت دو چندان ایشان شده اند و گویا بسیار هم علاقه دارند که با ایشان شب سپری کنند، چرا که آهنگ، شرح نامه هایی است که Jimmy Pop برای ایشان می نویسند و علاقه جنسی خود را خدمت ایشان بیان می دارند!

به هر حال اصل ماجرا به این صورت بوده که در هنگام ضبط آلبوم، آقای Pop علاقه شدیدی را در خود نسبت به ایشان حس می کرده که منجر به نوشتن این آهنگ شده است و آنگاه که خواسته اند تا خانم Lain برایشان دیالوگی را بخوانند (صدایشان در این آلبوم در قطعه R.S.V.P شنیده می شود) ایشان آنقدر متکبر و از خود راضی بوده اند که آقای Pop علاقه اش را نسبت به این زن از دست می دهد. اما همچنان آهنگ را در اجرا های زنده شان می نوازند.

این هم بُرش تصویری (Video Clip) آهنگ تصنیف چیسی لین که خانم لین هم در آن حضور دارند:

 

————————————————-

1. Ballad of Chas.ey Lain

2. Modeling