خانه > عمومی > تولدی دوباره: بازگشت به سیر نگاشتن مطالب تحلیلی

تولدی دوباره: بازگشت به سیر نگاشتن مطالب تحلیلی

پنجشنبه، چهارده شهریور هشتاد و هفت

در طی این سال های وبلاگ نگاری، یکی از نکات قوت متن های به اصطلاح مقالات‌وار که می‌نوشتم این بود که مسائلی تحلیلی بودند بر جامعه، فلسفه، مذهب، علم و گاهی هم سیاست. اما اینبار پس از پشت سر گذراندن یک دوران ژورنالیستی، آن هم به زبان فرنگی، به طور ناخودآگاه تبدیل به یک ژورنالیست شده ام به طوری که خودم هم پس از چهار ماه دوباره-پارسی نویسی از این موضوع مطلع شدم!

کار من در طی این چند ماه اخیر شده است بررسی آلبوم، بررسی فیلم، کارتون و ویدئو کلیپ، نقد و معرفی کتاب و ارائه برخی اخبار علمی! احساس می‌کنم که هم خودم و هم خوانندگان نسبت به مقولات تحلیلی علاقه بیشتری نشان می‌دادند. شاید این حس ژورنالیستی است که سعی به حذف اول شخص دارد و نمی‌گذارد که فرد خودش را از پس نقاب نمایان کند (که البته در شرایط کنونی ایران بهتر است).

به هر حال تصمیم گرفته ام که سعی به نوشتن مطالبِ بیشتر تحلیلی و کمتر خبری کنم.

البته روزگار و همچنین احوالات شخصِ خودم در طی این ادوار بسیار تغییر کرده است. مثلا و مخصوصا آن روزها سئوال‌های فلسفی-مذهبی بسیاری را در ذهن می‌پروراندم و سعی می‌کردم برای‌شان پاسخی بیابم و یا اینکه برای‌شان فلسفه‌بافی کنم. معمولا بد از آب در‌نمی‌آمد! اما اکنون از لحاظ فکر و اندیشه به کلی دگرگون و متحول گشته‌ام و فلسفه و مذهب کمتر برایم سئوال ایجاد می‌کنند! این به مفهوم این نیست که تمامی سئوالاتم را پاسخی یافته‌ام، بلکه شاید به مفهوم این باشد که تقریبا به یک نقطهء سکونی رسیده‌ام و یا اینکه در زمینه دیگری دنبال‌شان را در حال گرفتنم.

در زمینه مذهب فعلا این ایده را یافته‌ام که مقوله‌ای شخصی است و سروکارش با خودِ فرد است نه با عموم (در سه مقاله دنباله‌دار در وب‌سایت جوانان خاورمیانه‌ای با عنوان “رهیافتی فلسفی برای یافتن راه‌حلی ورای گرایشات مذهبی” منتشرشان کردم و توضیح داده‌‌ام که چرا اینگونه است)، به همین دلیل سعی می‌کنم از اظهارات مذهبی دوری کنم چرا که نوعی ترویج محسوب می‌شود و ترویج همانند توهین است (از جنبه کاربردی) (در صورت تمایل، به مقالاتِ تحتِ نام Lord Kavi مراجعه شود).

 

در زمینه فلسفه هم اینکه این اواخر ناکارآمدی آن را در بعضی از جنبه‌ها حس می‌کنم (که البته این فلسفه خاص خودم می‌شود)، و حس می‌کنم می‌بایست به دنبال پاسخ در زمینه‌های دیگری که فلسفه نتوانسته است پس از دو هزار و پانصد سال جواب‌شان دهد، گشت!

این شده است که روند نوشت‌نمان با سابق کمی متفاوت شده است. اما موسقی کماکان همانند سابق به پیش می‌رود، البته اگر این آوانگرادها، مینیمالیست‌ها و نیو جاز ها منحرفش نکنند!


پی‌نوشت:زین پس بگونه‌ای تحلیلی‌تر خواهم نوشت؛ همین بس که دوباره رعایت نیم‌فاصله را در نوشته‌هایم از سر گرفته‌ام!

 

Categories: عمومی
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده.
  1. No trackbacks yet.