دانشمند علم عصب شناسی Marco Iacoboni از دانشگاه UCLA کتابی1 را دو ماه (May 13 2008) پیش در مورد موضوعی جدید و تازه به چاپ رسانیده است. در این کتاب ایشان نظریه جدیدی در مورد دریافتی که از چگونگی فکر کردن و احساسات دیگران بدست می آوریم را توضیح می دهند. به بیانی دیگر اینکه چگونه از لحاظ مغزی، به این دریافت می رسیم که دیگری چه احساس و یا فکری دارد. مثلا اینکه کسی لبخند می زند، چه احساسی دارد. ما این ادراکات را به طور پیش فرض و به خوبی از دیگران داریم. جناب Iacoboni چگونگی این موضوع را به عملکرد اعصابی به نام اعصاب آیینه2 ارتباط می دهد و اینکه آنها چگونه دنیای خارج را تقلید می کنند.

خیلی ها این کتاب را انقلابی در علم نورولوژی دانسته اند و حتی آن را بهترین کتاب سال در این زمینه خوانده اند. البته بعضی هم اشاره داشته اند که کتاب بیشتر به حواشی رفته است و این دانشمند ایتالیایی به خوبی بر روی قضیه تمرکز ندارد، بلکه بر تاریخچه کشف اعصاب آیینه ای و داستان های جانبی آن بیشتر مانور می دهد.
نیویورک تایمز در مورد این کشف نورولوژیک چنین نوشته است که “این کشف در حال لرزاندن نظم های علمی بسیاری است و در حال تغییر فهم ما از فرهنگ، روانشناسی و فلسفه است …”.
از نکات جالبی که در راستای این کشف بیان شده است –نمی دانم که کتاب به آن اشاره دارد یا خیر- موضوع اختلالات در افرادی همچون کودکان اوتیسم3 است که ارتباط مناسبی را با محیط اطرافشان پیدا نمی کنند و اختلال در تکلم و ارتباط با دیگران دارند. این موضوع فرضی را ارائه می دهد که اعصاب آیینه ای در این افراد به درستی کار نمی کنند چرا که عمل آنها تقلید محیط می باشد و از کارکردهای مهم شان اجتماعی شدن فرد است. و همانطور که می دانیم این افراد اجتماعی نیستند.
در مصاحبه ای که Scientific American با Iacoboni انجام داده است در مورد مسئله فیلم ها و بازی های خشن از وی می پرسد که آیا ذهن ما آنها را تقلید می کند یا خیر. پاسخ می دهند که بلی و این مسئله بسیار نگران کننده است و می بایست مواظب باشیم که چه چیزی را تماشا می کنیم. شواهدی رفتاری متقاعد کننده ای بین ارتباط خشونت رسانه ها و تقلید خشونت در افراد وجود دارد. اما تغییر ساختار رسانه ها کار ساده ای نیست و جامعه می بایست به طور زیر پوستی به کاهش این مقولات بپردازد.
پانوشت:
متاسفانه بنده این کتاب را ندارم و آن را در لیست تهیه کتاب های چندین و چند فوریتی ام می گذارم.
————————–
1. Mirroring People: The New Science of How we connect with others
2. Mirror Neurons
3. Autism
برچسبها: Autism, Book Review, Marco Iacoboni, Mirroring People, Neurons, New York Times, Scientific American, Socialization
جولای 6, 2008 در t 12:46 ق.ظ |
کاکو لرد کاوی او زمانی که ما دنبال شناسنامه بودیم اداره سجل احوالی که شناسنامه ما را موقع تولدمون صادر کرده بود بالاتر از سینما پرسپولیس بود. طبقه سوم یک ساختمون قدیمی. باید نمیرفتیم همونجو تاییدیه میگرفتیم. دفتر مرکزی اداره نظام وظیفه هم از تو خیابون فردوسی منتقل شده بود رفته بود تو دفتر مرکزی هنگ شیراز زیر دورازه قرآن. مخلصیم.
جولای 6, 2008 در t 12:47 ق.ظ |
باید میرفتیم بود… نوشتم باید نمیرفتیم…. ببخشید.