حسی ناخوشایند از فضایِ زبانیِ پارسی
حدود یکماه از دوباره پارسی نویسی ما می گذرد و قصد بررسی تجاربی که در این مدت کسب کرده ام و نیز مقایسه شان را با انگلیش نویسی دارم.
اولین تفاوتی که در این مدت رخ نشان داده است که بسیار هم حائز اهمیت و چشمگیر است، تفاوت فضای زبانی است که شاید بتوان آن را Blogosphere زبانی نامید. به بیان بهتر اینکه، وقتی برای مثال به زبان پارسی متون را نگارش می کنیم، تنها با وب سایت ها و وبلاگ های پارسی می توان در تماس بود و این منجر می شود که خواه ناخواه درگیر اخبار و رویدادهای پارسی زبانان باشیم؛ مسائل و دغدغه های دنیایشان برایمان آشکار شود. در مورد انگلیش نویسی وضع به این صورت است که نویسنده با جهان در ارتباط قرار می گیرد و مسائل جامع تر و بزرگتری را از نظر می گذراند، چرا که در ارتباط با مسائل جهانی است. از این روی است که این بار به وضوح تفاوت ها را درک می کنم و احساس می کنم که در محیطی بسته و کوچکتر در حال قدم زدن هستم.
و این مسئله کمی آزار می دهد چرا که خود را تا حدودی عقب افتاده از رویدادهای جهان می یابم (حداقل در تکاپوی مسائل جهانی حس نمی کنم) و حسی چندان خوشایند ندارم! *
به هر حال در این مدت کمتر از یکماه توجه بیشترم به قسم پارسی بوده و احساس می کنم باید کمی بیشتر به قسم انگلیش –و احتمالا دویچ- بپردازم.
—————————-
* این جمله “حسی چندان خوشایند ندارم”، از لحاظ منطقی به کلی غلط می باشد و تنها برای التذاذ ذهن خواننده نگاشته شده است.
آخرین نظرات